عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
821
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
عتبات عاليات نعش شكوه السلطنه مادر شاه را خواستند به عتبات عاليات ببرند . چون از طرف دولت عثمانى قدغن است كه نعش به آنجا ببرند ، ناچار از باب عالى اجازه دادند ، سلطان مرخص كرد . پس از آنكه به عتبات بردند ، دولت عثمانى كمال احترام را به جاى آورد . شيخ الاسلام قزوينى كه حامل نعش بود ، در آنجا آبرومند حركت كرد و خيلى پول به فقراى آنجا داد و پنجاه قزاق هم همراه نعش بود ، خوب در نزد عسكر عثمانى جلوه كردند . به جهت اينكه قشون ايران حق نداشت كه به خاك آنها برود ، پنداشتند كه ايران قشون قابل ندارد . طهران عسكر ارباب گاريچى « 1 » كه از مردمان قلدر است و مىگويد من تبعهء روس مىباشم و بعضى چاپارهاى عرض راه ايران با اوست و در راه كسانش به مردم كمال تعدى را مىنمايند ، اين اوقات يك رشته خطى بىاجازه دولت از قنات شاه طهران داد كندند و به خانهء خود برد و هيچ كس نگفت چه حق دارد و نيز از خيانتهاى او اين است كه در چاپارخانههاى « 2 » عرض راه به آدمهاى خود سپرد كه هركس سوار درشكهء شخصى باشد يا گارى مخصوص دارد و از عسكر نباشد ، شب ميخ مفتولى در دست و پاى اسبش مىزنند و صبح اسب شل مىشود . در اين مدت احدى ايراد به او نكرده ، با اينكه اغلبى حركات عسكر را مىدانند . طهران امروز كه روز پنجشنبه پنجم شعبان المعظم است ، وليعهد با وزير امور خارجه به تلگرافخانه باغ رفتهاند و حضورا با بعضى سرحدات گفتگو مىنمايند . گويا در [ موضوع ] آذربايجان و سرحدات آنجا است .
--> ( 1 ) . رفتار اين عسكر گاريچى بقدرى زشت بود كه در روزهاى نخست قيام مردم تهران ، در سال 1324 هجرى قمرى ، در كنار و ايجاد عدالتخانه ، يكى هم بركنارى عسكر بود از مقاطعهكارى مسافربرى بين تهران و قم . ( 2 ) . در متن : چارخانهاى .